هروقت...
خواستم بگم هروقت نیاز به درد و دل داشتین
یا یه جا که خودتون رو خالی کنین
این پست برا این کاره ...
میشنوم :)
![]()
خواستم بگم هروقت نیاز به درد و دل داشتین
یا یه جا که خودتون رو خالی کنین
این پست برا این کاره ...
میشنوم :)
![]()
اگه فقط یک درصد اینترنت ملی بمونه چی؟
یک ویدیوی تیکتاک دیدم که میپرسید اگر میتونستی به هزاران سال قبلِ یک تمدن برگردی، کجا رو انتخاب میکردی؟ پررنگترین کامنتها اسم پرشیا رو اوردن. نوشته بودن “چون اونجا بهعنوان یک زن امنیت داشتم” “من یک زنم، پس پرشیا رو انتخاب میکنم” “پرشیا چون اولینجایی بود که از صلح حرف زد”
کمی دلم گرفت. نه از حرفهای زیبا و جاودان، از این که اسممون هنوز قشنگه اما حال و روزمون نه. غصه داره که جهان ما رو با چیزی میشناسه که خودمون مدتهاست دنبالش میگردیم. چیزی که یک زمانی بدیهی بود و الان شده آرزو. دنیا هنوز به ما ایمان داره ولی ما بیوقفه داریم تلاش میکنیم تا خودمون رو از یاد نبریم.
دنبال من نگرد!
بگذار فقط افسانهوار همان جا که هستیم و هر که هستیم بمانیم. تو خودت باش و من خودم، امروز و امروز و امروز، و بگذار آینده به فردا اعتماد کند. بگذار ستاره ها مراقب ما باشند. بگذار در مدارهای خودمان حرکت کنیم و مطمئن باشیم که در آینده به یکدیگر برمیخورند. امیدوارم تجدید دیدارمان نه یک یافتن و پیداشدن که تصادفِ شیرین سرنوشتمان باشد!
باز هم دوستت دارم
و...
دوستت دارم
و...
دوستت دارم.
Love, stargirl
مهم نیست کدوم شاخه زندگی رو انتخاب کنیم ، چون در هر صورت همون درخت فاسد و خرابیم
من میخواستم توی زندگی به خیلی چیزها برسم
خیلی چیزها
اما اگه زندگی تون خراب باشه
هر کاری هم بکنید خراب میمونه
فساد و خرابی تمام درخت رو نابود میکنه …
کتابخانه نیمه شب
بابا لنگ دراز عزیزم
بعضی آدمها را نمیشود داشت
فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت
بعضی آدمها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آنها…
اصلا به آخرش فکر نمیکنی
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست
این آدمها حتی وقتی که دیگر نیستند هم، در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد…
کتاب بابا لنگ دراز
شازده کوچولو پرسید: کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت: از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره
کتاب شازده کوچولو
شاید برای تو کمی سخت است؛ بفهمی حال من را
باید شبیه من کمی دیوانه باشی؛ بفهمی حالِ من را
من حاضرم از عشقِ تو؛ چتر از سر بارون بگیرم!
من بی خیاله زنده بودن؛حاضرم با تو بمیرم…!
Aron Afshar